محسن ناجي نصرآبادى / ابوالقاسم نقيبى

587

فيضنامه ( فارسى )

تصحيح كرده و به هنگام ترديد در چگونگى متن اصلى كوشيده است با نسخه‌هاى ديگر ترديد را بزدايد ( مقدّمه / 92 ) . در پانوشت‌ها منابع تمام اقوال و روايات را استخراج كرده و گاه توضيحات سودمند و كارآمدى در تبيين و توضيح متن بدان افزوده است . آنچه اكنون لازم مىدانم اندكى در بارهء آن درنگ كنم مقدّمهء ارجمند ، عالمانه و سودمندى است كه محقّق محترم بدان افزوده‌اند . در اين مقدّمه كه جايگاه كتابى مفرد و خواندنى را درباره فيض دارد ، از خاندان فيض ، ولادت ، رشد ، تحصيل ، ديدگاه‌هاى عالمان درباره وى ، استادان و شاگردان آن بزرگوار سخن رفته است ، آنگاه با عنوان « تأملات فى تطوّر أفكاره العلميه » به چگونگى انديشه فيض و تطوّر فكرى او پرداخته شده است . نويسنده نشان داده است كه فيض محدّثى است پر اطلاع كه به لحاظ شيوه‌هاى استنباط ، مسلك اخبارى دارد و با اصوليان همگون و همراه نيست ( ص 21 ) و به لحاظ ديدگاه‌هاى هستى شناسنانه فيض حكيمى است استوار انديش و در راه و رسم حكمت متعاليه . مؤلّف بر اين باور است كه فيض « علم اليقين » و « عين اليقين » را به هنگام حيات استادش ملّاصدرا و در محضر او نگاشته است . در نگريستن به نتايج آنچه در اين كتاب‌ها مطرح شده نشان مىدهد كه آراى فيض در مسائل بنيادى اعتقادى با آراى ملّاصدرا تفاوتى بنيادى ندارد . ( ص 22 ) مؤلّف تأكيد مىكند بنيادهاى فكرى فيض چندان دگرگونى نيافته است ؛ او محدّثى است اخبارى ، حكيمى است متألّه ، شاعرى است اديب ، با تذوّق‌هايى عرفانى ، گو اين كه در ساليان پايانى عمر در عرضه آنچه بدان مىانديشيده محتاطتر شده است . اين تفاوت را درباره چگونگى تعبير از مجتهدان و اصوليان در سنجش « سفينة النجاه » و « الأنصافيه » كه بعد از آن نگاشته است كاملًا مىتوان يافت ( ص 26 - 37 ) . وى براى اين كه اين نكته را به ويژه در آثار حكمى روشن‌تر نشان دهند با